دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران ، narimani@uma.ac.ir
چکیده: (5 مشاهده)
زمینه و هدف: دوره نوجوانی با تغییرات زیستی، شناختی و هیجانی گسترده همراه است و حساسیت بالای هیجانی در این دوره میتواند نوجوانان را به رفتارهای پرخطر سوق دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی با بسته روانی–آموزشی بر رفتارهای خودآسیبرسان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشآموزان دختر دارای گرایش به مصرف موادانجام شد. روش: این مطالعه از نوع شبهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بود و 4۵ دانشآموز در معرض خطر بهصورت تصادفی در سه گروه 1۵ نفره قرار گرفتند. گروههای مداخله، ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقهای دریافت کردند. این مداخلات شامل رفتاردرمانی دیالکتیکی و بسته روانی-آموزشی بود. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه گرایش به اعتیاد، خودسنجی رفتارهای خودآسیبرسان و مقیاس تحمل نکردن بلاتکلیفی بود. یافتهها:هر دو مداخله در مرحله پسآزمون موجب کاهش معنادار عدم تحمل بلاتکلیفی در مقایسه با گروه کنترل شدند (0/01P <) و تفاوت معناداری بین دو مداخله مشاهده نشد (۰/05P >). در مرحله پیگیری، تنها بسته روانی–آموزشی تفاوت معنادار خود را با گروه کنترل حفظ کرد (0/01P<)، در حالی که رفتاردرمانی دیالکتیکی در پیگیری با کنترل تفاوت معنادار نداشت (۰/05P >)؛ این یافته نشاندهنده پایداری بیشتر اثر بسته روانی–آموزشی در بلندمدت است. نتیجهگیری: مداخلات کوتاهمدت مدرسهمحور بر کاهش رفتارهای خودآسیبرسان مؤثر نبودند، اما هر دو روش در بهبود تحمل بلاتکلیفی کارآمد بوده و بسته روانی–آموزشی پایداری بالاتری در پیگیری نشان داد؛ لذا برای خودآسیبرسانی نیازمند درمانهای انفرادی و جامعتری هستیم.