سلامت غدد درونریز نوجوانان به عنوان یکی از حساس ترین دورههای تکاملی، در معرض تهدید فزاینده ترکیبات مختلکننده غدد درونریز (Endocrine Disrupting Chemicals- EDCs) قرار دارد. در میان این ترکیبات، بیسفنول آ (Bisphenol A - BPA) به عنوان یک زنواستروژن (xenoestrogen) قوی، به طور گسترده در تولید ظروف پلیکربنات، رزینهای اپوکسی و پوشش داخلی قوطیهای کنسرو استفاده میشود (1). مهمترین راه مواجهه انسان با BPA ، به ویژه در گروههای سنی جوان، از طریق رژیم غذایی و مهاجرت این ترکیب از بستهبندی به مواد غذایی است (2). گرمای محیط، زمان تماس و اسیدی بودن مواد غذایی میتوانند فرآیند مهاجرت BPA از قوطیهای کنسرو و ظروف پلاستیکی به غذا و آشامیدنی ها را تسریع کنند. مطالعات میدانی نشان دادهاند که BPA در طیف وسیعی از مواد کنسرو شده، از جمله حبوبات، سبزیجات و حتی غذاهای کودک قابل شناسایی است (2). آمارهای جهانی حاکی از آن است که بیش از ۹۰٪ کودکان و نوجوانان در معرض سطوح قابل تشخیص BPA هستند (1). BFAاز طریق اتصال به گیرندههای استروژنی ERα) و(ERβ و همچنین گیرندههای مرتبط با گیرنده استروژن (GPER) عمل میکند. قدرت استروژنی BPA اگرچه از استرادیول طبیعی کمتر است، اما به دلیل مصرف گسترده و تجمع زیستی، میتواند تعادل هورمونی ظریف نوجوانان را بر هم بزند. یک مطالعه مروری اخیر نشان میدهد که مواجهه با BPA در دوره نوجوانی باعث کاهش تراکم dendritic spines در هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی میشود که اختلال در حافظه فضایی و عملکردهای شناختی را به دنبال دارد (3). مهمترین پیامد مواجهه با BPA در نوجوانان، تسریع زمان بلوغ و القای فنوتیپهای شبه سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) است. یک مطالعه تجربی بر روی موشهای صحرایی ماده نوجوان نشان داد که مواجهه با BPA به مدت ۱۰ هفته منجر به اختلال در چرخه تخمکگذاری، افزایش سطح تستوسترون و انسولین، کاهش سطح استرادیول و در نهایت کاهش چشمگیر باروری در بزرگسالی میشود (4). این یافتهها با مشاهدات بالینی در دختران نوجوان مبتلا به PCOS که سطوح بالاتری از BPA در ادرار آنها یافت میشود، همخوانی دارد. در پسران نیز BPA میتواند با تقلید از اثرات استروژن، روند طبیعی بلوغ را مختل کند. یک مطالعه کوهورت در اسپانیا رابطه مستقیمی بین سطوح بالای BPA در کودکان ۹ تا ۱۱ ساله و افزایش مشکلات رفتاری و شناختی در سنین ۱۶ تا ۱۷ سالگی نشان داد (5). این مطالعه مکانیسم اپیژنتیک متیلاسیون ژن فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) را به عنوان واسطه این اثرات معرفی کرده است. بر اساس دادههای برنامه ملی بررسی سلامت و تغذیه آمریکا (NHANES) ، نوجوانان نسبت به بزرگسالان سطوح بالاتری از متابولیتهای BPA را در ادرار نشان میدهند. علت این حساسیت بالا، مصرف بیشتر غذاهای بستهبندیشده و فست فودها در این گروه سنی، همراه با تکامل ناقص سیستم دفع کبدی کلیوی است. یک مطالعه روی کودکان تایلندی نشان داد که کودکان کمتر از ۱۰ سال، ۱.۳ تا ۱.۶ برابر بیشتر از کودکان بزرگتر در معرض بیسفنلها قرار دارند و استفاده از ظروف پلاستیکی برای نگهداری غذا به طور مستقیم با افزایش سطح BPF و BPS (جایگزینهای(BPA) همراه است (6). با افزایش محدودیتهای قانونی برای استفاده از BPA (بهویژه در اتحادیه اروپا و کانادا) ، صنایع به سمت استفاده از آنالوگهایی مانند بیسفنول S (BPS)، بیسفنولF (BPF) و بیسفنول (BPAF) AF روی آوردهاند. یک مطالعه جدیدبا آزمایش ۲۶ جایگزین BPA نشان داد که بسیاری از این ترکیبات نه تنها بیخطر نیستند، بلکه سمیت استروژنی مشابه یا حتی قویتر از خود BPA دارند و برخی از آنها مسیرهای جدیدی مانند فعالسازی گیرندهها را نیز تحریک میکنند (7). شواهد کنونی به وضوح نشان میدهد که بیسفنول آ و آنالوگهای آن، به عنوان زنواستروژنهای پایدار در بستهبندی مواد غذایی، یک تهدید جدی برای سلامت غدد درونریز نوجوانان محسوب میشوند. از آنجا که حذف کامل این ترکیبات از چرخه مصرف در کوتاه مدت امکانپذیر نیست، اما پیشنهاداتی برای سیاست گذاران سلامت جامعه پیشنهاد میشود: 1-برچسبگذاری اجباری: الزام درج عبارت (( فاقد بیسفنول)) بر روی تمام ظروف پلیکربنات و قوطیهای کنسرو، همراه با ذکر نوع جایگزین مصرفی. 2- تغییر الگوی تغذیهای نوجوانان: ترویج مصرف مواد غذایی تازه و حداقل فرآوریشده به جای غذاهای کنسروی و بستهبندیشده. مطالعه اسپانیایی نشان داده است که پای بندی به رژیم غذایی مدیترانهای (غنی از میوه، سبزی و حبوبات تازه) با کاهش معنیدار مواجهه با BPA همراه است (8). 3- آموزش همگانی:آگاهسازی خانواده ها درباره مضرات حرارت دادن مواد غذایی در ظروف پلاستیکی و لزوم استفاده از ظروف شیشهای یا استیل برای نگهداری غذای گرم کودکان و نوجوانان (9). در مجموع، بیسفنول آ (BPA) بهعنوان یکی از مهمترین ترکیبات مختلکننده سیستم غدد درونریز، تهدیدی جدی و رو بهگسترش برای سلامت نوجوانان محسوب میشود، بهویژه با توجه به نقش آن در اختلالات هورمونی، پیامدهای عصبی و اثرات احتمالی بر بلوغ و باروری. اهمیت این موضوع نه تنها در گستردگی مواجهه جمعیت نوجوان از طریق مواد غذایی بستهبندیشده، بلکه در اثرات زیستی قابل توجه آن در دورههای حساس تکاملی نهفته است. با وجود پیشرفتهای پژوهشی، همچنان شکافهای مهمی از جمله عدم قطعیت در دوزهای ایمن، اثرات مواجهه مزمن در بلندمدت و پیامدهای جایگزینهای بیسفنولی وجود دارد که نیازمند مطالعات دقیقتر و طولی است. از سوی دیگر، با توجه به فراگیری منابع مواجهه، حذف کامل بیسفنول آ از زندگی روزمره در کوتاهمدت امکانپذیر نیست؛ بنابراین، اقدام فوری و هدفمند نهادهای نظارتی برای محدودسازی کاربرد آن، ارتقای استانداردهای ایمنی و کاهش تماس جمعیتی، بهویژه در گروههای حساس مانند نوجوانان، امری ضروری و اجتنابناپذیر است.