سابقه و هدف: بیماریهای قلبی-عروقی (CVDs) همچنان بهعنوان نخستین عامل مرگومیر در سطح جهانی شناخته میشوند و انفارکتوس میوکارد (سکته قلبی) شایعترین نمود این بیماریهاست. با توجه به بهبود نرخ بقای بیماران پس از سکته قلبی، تمرکز مراقبتهای بهداشتی از درمان حاد به پیشگیری ثانویه و سازگاری روانشناختی تغییر یافته است. ادراک بیمار از بیماری، بهعنوان بازتاب شناختی و هیجانی او از وضعیت سلامتی، نقش تعیینکنندهای در رفتارهای خودمراقبتی ایفا میکند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یک برنامه خودمدیریتی مبتنی بر مدل پنجآ بر ادراک بیماری در بیماران مبتلا به سکته قلبی بود. مواد و روشها: این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل، در سال ۱۴۰۴ در بخش قلب بیمارستان هاجر شهرکرد انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران بستری با تشخیص سکته قلبی بود که بر اساس معیارهای ورود و خروج، ۴۸ نفر (۲۴ نفر در گروه مداخله و ۲۴ نفر در گروه کنترل) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه تخصیص یافتند. ارزیاب پرسشنامهها نسبت به گروهبندی بیماران کورسازی (Assessor Blind) شده بود. گروه مداخله، یک پروتکل آموزشی سهماهه مبتنی بر مدل پنجآ (شامل مراحل ارزیابی، مشاوره، توافق، کمک و پیگیری) را بهصورت ترکیبی از جلسات حضوری و تماسهای تلفنی هفتگی دریافت نمودند. گروه کنترل نیز مراقبتهای استاندارد روتین را دریافت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه خلاصهشده ادراک بیماری(B-IPQ) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۱ و با بهرهگیری از آمار توصیفی، آزمونهای تی مستقل، تی زوجی، تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که دو گروه از نظر متغیرهای جمعیتشناختی و نمره پایه ادراک بیماری همگن بودند (P > 0.05). پس از اجرای مداخله، میانگین نمره ادراک بیماری در گروه مداخله (۲۵.۴۱±۶.۲۸) کاهش معناداری را نسبت به گروه کنترل (۴۱.۹۰±۵.۸۵) تجربه کرد (P < 0.001). تحلیل کوواریانس تأیید نمود که اثر مداخله پس از کنترل متغیر نمره پایه، معنادار بود(Partial Eta Squared = 0.49، F = 45.23، P < 0.001). همچنین، پیگیری ۳ ماهه پس از اتمام مداخله (ماه ششم) نشان داد که کاهش نمره ادراک بیماری در گروه مداخله (۲۸.۵۰±۵.۹۰) در مقایسه با گروه کنترل (۴۰.۲۰±۶.۱۰) همچنان پایدار و معنادار است (P < 0.001). تحلیل ابعاد B-IPQ نشان داد که بیشترین بهبود در ابعاد "کنترل شخصی"، "کنترل درمان" و "انسجام شناختی" بوده است. نتیجهگیری: برنامه خودمدیریتی مبتنی بر مدل پنجآ با اصلاح باورهای نادرست، کاهش حس عدم قطعیت و تقویت حس کنترل شخصی، ادراک بیماری را در بیماران سکته قلبی بهطور چشمگیری بهبود میبخشد. با توجه به ماهیت کمهزینه و ساختاریافته این مداخله و پایداری اثرات آن در پیگیری ۳ ماهه، پیشنهاد میشود این مدل بهعنوان بخشی از پروتکلهای آموزشی پرستاری در سیستمهای سلامت برای ارتقای پیشگیری ثانویه و بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی-عروقی مورد توجه قرار گیرد.