سابقه و هدف:بیثباتی مزمن مچ پا با نقص در حس عمقی و تغییر الگوی بارگذاری کف پا همراه میباشد. تیپینگ مچ پا بهعنوان یکی از مداخلات رایج در پیشگیری و توانبخشی این اختلال استفاده میشود، که میتواند بر حس عمقی و ایمپالس کف پا اثرگذار باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تیپینگهای الاستیک و غیرالاستیک با دو روش کوتاه و بلند بر حس عمقی مفصل مچ پا و ایمپالس نواحی دهگانه کف پا هنگام دویدن در افراد مبتلا به بیثباتی مزمن مچ پا بود. مواد و روشها:این پژوهش با طرح نیمهتجربی و اندازهگیری مکرر بر روی 36 ورزشکار مبتلا به بیثباتی مزمن مچ پا انجام شد. شرکتکنندگان در پنج شرایط شامل بدون تیپ، تیپ غیرالاستیک کوتاه، تیپ غیرالاستیک بلند، تیپ الاستیک کوتاه و تیپ الاستیک بلند ارزیابی شدند. حس عمقی دورسیفلکشن و پلانتار فلکشن مچ پا با آزمون بازسازی زاویه مفصل و ایمپالس نواحی دهگانه کف پا هنگام دویدن با دستگاه فوتاسکن اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنیداری 005/0 (اصلاح بونفرونی) تحلیل شدند. نتایج:نتایج نشان داد تیپ الاستیک کوتاه و تیپ الاستیک بلند موجب کاهش معنیدار خطای حس عمقی نسبت به شرایط بدون تیپ شدند (001/0 > P). همچنین، تیپ غیرالاستیک بلند منجر به افزایش خطای حس عمقی در پلانتار فلکشن شد (002/0 = P). در بخش ایمپالس کف پا، بیشترین تغییرات در نواحی متاتارس چهارم، متاتارس پنجم و قسمت میانی پا مشاهده شد و تیپینگهای الاستیک، بهویژه نوع بلند، موجب کاهش معنیدار ایمپالس این نواحی شدند (005/0 > P). نتیجهگیری:تیپینگهای الاستیک میتوانند با کاهش خطای حس وضعیت مفصل و کاهش بارگذاری نواحی جانبی کف پا، گزینه مؤثرتری برای افراد مبتلا به بیثباتی مزمن مچ پا باشند. در مقابل، تیپینگ غیرالاستیک بلند ممکن است اثرات نامطلوبی بر عملکرد حس عمقی داشته باشد.