این سند سیاستی به ارتباط دوسویه حیاتی بین روده و مغز (محور روده-مغز) و نقش اختلالات میکروبیوتای روده در بروز بیماریهای عصبی مانند افسردگی، اضطراب، اماس، پارکینسون، اوتیسم، صرع و آلزایمر میپردازد. شواهد نشان میدهند مداخلات مبتنی بر میکروبیوتا (مانند پروبیوتیکها و پرهبیوتیکها) میتوانند بهعنوان درمان کمکی، از طریق مکانیسمهایی مانند کاهش التهاب و تنظیم نوروترانسمیترها، علائم این بیماریها را بهبود بخشند. با این حال، موانعی مانند ناهمگونی مطالعات، مکانیسمهای ناشناخته، کمبود مطالعات بزرگ مقیاس و مشکلات تنظیم بازار وجود دارد. پیشنهادات سیاستی شامل تقویت پژوهشهای بنیادی و بالینی، ایجاد چارچوبهای نظارتی دقیقتر برای کنترل کیفیت و ادعاهای درمانی، ادغام این رویکرد در راهنمای بالینی و آموزش متخصصان، و اطلاعرسانی عمومی شفاف است. در نهایت، این حوزه نیازمند سرمایهگذاری پایدار و سیاستگذاری هوشمند برای تبدیل شواهد امیدوارکننده به کاربردهای بالینی ایمن و مؤثر است.