[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره مجله :: شماره جاری :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
بانک‌ها و نمایه‌ها::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
اخلاق در پژوهش::
برای داوران::
تسهیلات پایگاه::
تماس با ما::
هوش مصنوعی::
::
Basic and Clinical Biochemistry and Nutrition
..
DOAJ
..
CINAHL
..
EBSCO
..
IMEMR
..
ISC
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
enamad
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۵ نتیجه برای صارمی

ابوطالب صارمی، محمد علم، مینا متقی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( فصلنامه ۱۳۸۰ )
چکیده

سابقه و هدف: با توجه به روند فزاینده مصرف داروهای تحریک تخمک گذاری همراه با استفاده از روش های نوین درمان نازایی (Assisted reproductive technology) عارضه OHSS بخصوص در بیمارانی که دچار سندرم تخمدان های پلی کیستیک می باشند، افزایش یافته است. سرم مانیتول به عنوان عامل پیشگیری کننده این عارضه در بیماران مراجعه کننده به مرکز پزشکی صارم در سال های ۷۸-۱۳۷۷ مورد استفاده و بررسی قرار گرفت.

مواد و روش ها: تحقیق به روش کارآزمایی بالینی بر روی ۲۲۸ نفر صورت پذیرفت. این بیماران تماما مبتلا به تخمدان های پلی کیستیک (PCO) بوده و به منظور انجام ART به علل مختلف تحت درمان با داروهای محرک تخمک گذاری (Human Chronic Gonadotropin و Human Menopausal Gonadotropin) قرار گرفته بودند، برحسب مراجعه و به طور تصادفی به دو گروه «مورد» و «شاهد» تقسیم شدند. در گروه مورد سرم مانیتول (شرکت فرآورده تزریقی ایران) با دوز ۰,۵ گرم برحسب وزن بدن به کیلوگرم (۰.۵g/Kg/Bw) روزانه تجویز شد و در گروه شاهد این دارو داده نشد. تاثیر مانیتول در پیشگیری از OHSS با شاخص های فشار خون، هموگلوبین، هماتوکریت و WBC بررسی و با t-test مورد قضاوت آماری قرار گرفت.

یافته ها: از ۲۲۸ نفر بیمار مورد بررسی، ۱۳۲ نفر در گروه شاهد و ۹۶ نفر در گروه مورد قرار گرفتند. هر دو گروه از نظر سن، وزن، فشار خون، مقدار هموگلوبین، هماتوکریت و WBC خون قبل از استفاده از سرم مانیتول مشابه بودند. در گروه شاهد، ۱۰۰% بیماران و گروه مورد، ۲۵% مبتلا به OHSS شدند (P<۰,۰۰۰۱). میزان فشار خون سیستولی در گروه شاهد ۱۰.۷±۸۷ و در گروه مورد ۵.۶±۱۱۲ و میزان دیاستولی در گروه شاهد ۱۰±۵۴ و در گروه مورد ۱۴±۶۳ بود. مقدار هموگلوبین در گروه شاهد ۱.۵±۱۵.۷ و هماتوکریت، ۷±۴۵.۳ و تعداد گلبول های سفید (WBC) با ۶۱۶۵±۱۳۵۴۸ و در گروه مورد به ترتیب ۰.۷±۱۲.۶ و ۳.۸±۳۸.۳ و ۱۵۲۳±۷۷۵۲۵ بودند که در همه این شاخص ها اختلاف معنی دار آماری وجود داشت (P<۰.۰۰۱).

نتیجه گیری: تجویز سرم مانیتول موجب پیشگیری از سندرم OHSS شدید و کاهش نوع متوسط و خفیف آن شده بنابراین تحقیق برای بهره گیری بیشتر از سرم مانیتول توصیه می گردد.


آزاده صارمی،
دوره ۱۶، شماره ۷ - ( ضميمه ۱۳۹۱ )
چکیده

سابقه و هدف : کادمیوم از فلزات سمی، خطرناک و سرطان­زای موجود در محیط زیست است. این فلز بر بافت­های مختلف بدن از جمله کلیه­ها و کبد تاثیر سوء دارد. هدف از این مطالعه بررسی میزان فلز کادمیوم در مواد غذایی و تاثیر آن بر سلامت انسان و ارائه راه­های پیشگیری از اثرات منفی این فلز بر سلامت است.

مواد و روش­ها: مطالب مندرج در این مقاله مروری از طریق جستجوی غیر نظام­مند پایگاه­های اطلاعاتی موجود در موتور جستجوی Google استخراج شده است.

نتایج: یافته­ها نشان می­دهند که این فلز کادمیوم در پوسته زمین و در آب دریا موجود بوده و مواجهه با آن منجر به بروز برخی بیماری­ها و نازایی می­شود.

نتیجه­گیری: با داشتن یک رژیم غذایی عاری از کادمیوم می­توان از بروز یا پیش­رفت بیماری­ها جلوگیری کرد. اگر میوه­ها و سبزیجات در زمین­های کشاورزیی­ای که در مجاورت معادن روی هستند به­عمل آمده باشند، با فلز کادمیوم مسموم شده و عامل بیماری و سرطان­زایی هستند. مصرف ماهی پرورش یافته در دریاهای آلوده به کادمیوم نیز می­تواند برای سلامت انسان مضر باشد.


محمد ملکی پویا، بهرام عابدی، محمدرضا پالیزوان، عباس صارمی،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( دوماه نامه ۱۳۹۸ )
چکیده

سابقه و هدف: فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF) و اندوستاتین (ES) از مهم‌ترین علل آنژیوژنز و بهبود عملکرد قلبی بعد از انفارکتوس میوکارد می‌باشند. یکی از روش‎های درمانی این بیماری بهره­ گرفتن از برنامه ورزشی است؛ بنابراین هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر یک دوره تمرین هوازی فزاینده بر بهبود وضعیت آنژیوژنز و تعادل در فاکتورهای VEGF و ES موش‌های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی کنترل‌شده با گروه شاهد، ۲۰ سر موش صحرایی با نژاد ویستار (۸ هفته‌ای و با وزن ۳۰±۲۳۰ گرم) پس از القای انفارکتوس با ایزوپروترونول (۱۵۰ میلی‌گرم در کیلوگرم) به‌طور تصادفی به ۲ گروه ۱۰ تایی تمرین هوازی فزاینده و شاهد تقسیم شدند. گروه تمرین برای مدت ۸ هفته تحت مداخله برنامه­ ی تمرین هوازی فزاینده قرار گرفت (هفته‌ای ۳ جلسه، برای ۵۰-۲۰ دقیقه با سرعت ۱۸-۱۲ متر در دقیقه). ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه­ ی تمرین، نمونه خون وریدی سطوح سرمی VEGF و ES جمع‌آوری شد و به روش الیزا مورد ارزیابی قرار گرفت. برای آنالیز داده‌ها از آزمون تی‌ مستقل در سطح معنی‌داری ۰/۰۵>P استفاده شد.
نتایج: نتایج آزمون تی نشان داد تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار سطوح سرمی VEGF در موش‌های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد ‌شد (۰/۰۴=P)؛ درحالی‌که متعاقب برنامه ورزشی تغییر معنی‌داری در مقادیر سرمی ES مشاهده نشد /۵۸=P).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرین هوازی فزاینده موجب افزایش VEGF در موش‌های صحرایی مبتلا به انفارکتوس میوکارد می‌شود که می‌تواند نقش مهمّی در بهبود فرآیندهای آنژیوژنز و جایگزینی مویرگ‌های بسته‌شده داشته باشد.

مریم صادق ژولا، عباس صارمی، مجتبی خان سوز،
دوره ۲۷، شماره ۴ - ( دوماه نامه ۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از داروهای مختلف در سندرم ترک معمولاً اثربخشی کمی دارند و سبب وابستگی فرد به مواد جدید می­ گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر ۸ هفته تمرین مقاومتی بر سطح پروتئین‌های Bax و Bcl-۲ در بافت قلب موش‌های صحرایی مبتلا به سندرم ترک مورفین بود.
روش‌ها: در این مطالعه تجربی، ۳۲ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به ۴ گروه شامل کنترل، سندرم ترک، و تمرین مقاومتی فزاینده و سندرم ترک همراه با تمرین مقاومتی فزاینده تقسیم شدند. اعتیاد به مورفین از طریق تجویز خوراکی مورفین سولفات ۰/۴ میلی‌گرم/دسی‌لیتر به مدت ۲۱ روز القا شد. برای اطمینان از وابستگی به مورفین، به تعدادی از حیوانات نالوکسان (۲mg/kg, ip) تزریق گردید. سپس گروه‌های تمرین به مدت ۸ هفته در پروتکل تمرین مقاومتی شرکت کردند. بعد همه موش‌ها کشته و بافت قلب آنها خارج گردید. برای ارزیابی فاکتورهای آپوپتوزی از کیت‌های الایزا استفاده شد.
یافته‌ها: افزایش معنی‌دار سطح پروتئین Bax (پروآپپتوتیک) (۰/۰۳=P) و کاهش معنی‌دار سطح پروتئین Bcl-۲ (آنتی‌آپوپتوزی) (۰/۰۰۶=P) در گروه مورفین در مقایسه با گروه کنترل سالم گزارش شد. همچنین افزایش سطوح Bcl-۲ (۰/۰۴۳=P) و کاهش پروتئین‌های Bax (۰/۰۱=P) در گروه سندرم ترک همراه با تمرین مقاومتی فزاینده در مقایسه با گروه سندرم ترک تفاوت معنی‌دار را نشان داد.
نتیجه‌گیری: تمرین مقاومتی فزاینده احتمالاً می‌تواند بر میزان کاهش فاکتورهای آپوپتوتیک بافت قلب در موش‌های با سندرم ترک مورفین اثر مثبت و محافظتی داشته باشد.

شهرام آذررنگ، محمد پرستش، عباس صارمی،
دوره ۲۸، شماره ۲ - ( دوماه نامه ۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت به همراه مورفین با ایجاد استرس اکسیداتیو، آسیب­های متابولیسمی متعددی در بیضه­ ها ایجاد می ­کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر ۸ هفته تمرین مقاومتی فزاینده با شدت متوسط بر برخی شاخص‌های اکسیدانی و آنتی‌اکسیدانی بافت بیضه موش‌های صحرایی دیابتی با سندرم حاد ترک مورفین انجام شد.
روش‌ها: در این مطالعه تجربی از ۳۲ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد. موش‌ها به صورت تصادفی به ۴ گروه ۸ تایی تقسیم شدند: ۱) کنترل دیابت، ۲) دیابت مورفینی، ۳) دیابت+تمرین مقاومتی، ۴) دیابت مورفینی+ تمرین مقاومتی فزاینده با شدت متوسط. القاء دیابت و تجویز مورفین (سندرم حاد ترک مورفین) انجام شد. گروه‌های تمرین ۸ هفته پروتکل تمرین مقاومتی را اجرا نمودند. در پایان مطالعه، شاخص‌های اکسیدانی و آنتی اکسیدانی شامل MDA،TAC ، GPX و SOD در بافت بیضه اندازه گیری گردید.
یافته‌ها: غلظت شاخص اکسیدانی MDA گروه دیابت، نسبت به سایر گروه‌ها افزایش معناداری داشت (۰۰۱/۰P=). با این حال تمرین مقاومتی فزاینده باعث کاهش معنادار غلظت MDA (۰۰۱/۰P=) و افزایش معنادار میزان شاخص های آنتی اکسیدانی TAC، GPX و SOD  (۰۰۱/۰P=) سایر گروه‌ها در مقایسه با گروه دیابت گردید.
نتیجه‌گیری: تمرین مقاومتی فزاینده با شدت متوسط باعث کاهش شاخص اکسیدانی و افزایش شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی در بافت بیضه موش‌ها‌ی دیابتی همراه با سندرم ترک مورفین شد و این ممکن است نشان دهنده کاهش عوارض ناباروری در موش‌ها ‌باشد.


صفحه 1 از 1     

مجله علوم پزشکی فیض Feyz Medical Sciences Journal
Persian site map - English site map - Created in 0.16 seconds with 38 queries by YEKTAWEB 4700